به گزارش حیات، در سالروز این رویداد دفتر خاطرات یکی از سرداران حماسهساز رمضان را ورق زدهایم. شهید والامقام سردار علیرضا حاجی بابایی، فرمانده نامدار سپاه همدان که در سه جبهه مبارزه با منافقین، ارتش ستمشاهی و رژیم بعث اتفاقات مهمی را رقم زده است. برادر گرانقدر او، علی اصغر حاجی بابایی که از اولین روزهای مبارزه این شهید در صحنه انقلاب و جنگ تحمیلی همراه و همسنگر او بوده است در گفتوگو با «حیات طیبه » ما را به فضای روزهای پر از عشق و اخلاص دوران زندگی جهادی سردار شهید میبرد.
سردار شهید علیرضا حاجی بابایی سال ۱۳۳۵ در شهر مریانج همدان متولد شد. او رشته معلمی را برگزید و دوران دانشسرای مقدماتی را در این شهر گذراند. پس از پایان دوره دانشسرا برای خدمت در مناطق محروم به روستاها رفت تا به تحصیل و فراگیری علم بچههای روستا کمک کند. در این رشته فعالیت فرهنگی و آبادانی مناطق محروم، شهید حاجی بابایی را همسنگر او سردار شهید بهمنی که هر دو به روستاها اعزام شده بودند، همراهی میکرد. آنها حتی حقوق معلمی خویش را در مسیر رفع مشکلات اولیه روستا مثل لوله کشی و برقرسانی صرف میکردند.
حضور در نهضت امام خمینی(ره) و مبارزات انقلاب
علیرضا از همان روزهای اول شروع نهضت امام خمینی(ره) در صف مبارزان حضور پیدا کرد. یکی از صحنههای مبارزه که به خاطر دارم، شرکت در درگیری با عوامل شاه در «باغ بهشت همدان » بود که در آن یکی از دوستانمان به ضرب گلوله مجروح شد .
شهید حاجی بابایی، شهید لالهکار و شهید احمدی سه فعال انقلابی در آن دوران بودند که در اغلب صحنههای درگیری علیه رژیم شاه در همدان حضورداشتند .
در این مقطع آقای هادی غفاری به همراه خانواده به همدان آمده و درمنزل این سه شهید ساکن شدند. آن روزها ماموران ساواک تمام مساجد و مراکز مذهبی و نیروهای انقلابی شهر را زیر نظر داشتند. این سه شهید به همراه آقای غفاری به مسجد جامع همدان میرفتند و با آنکه رژیم جو وحشت سنگینی حاکم کرده بود علیه رژیم ستمشاهی سخنرانی و تبلیغ میکردند.
پس از این، شهید محراب حضرت آیت الله مدنی به همدان آمدند. در این برهه من هم توفیق داشتم به همراه شهید حاجی بابایی، شهید یارمحمدی، شهید سید یوسف موسوی و سه تن از دیگر دوستان برنامه مبارزاتی آیت الله مدنی در خطه همدان پیش ببریم. لذا خاطرات زیادی از صحنههای درگیری خیابانی و روزهایی که جوانان انقلابی توانستند، یگانهای ارتش و شهربانی در این شهر را عقب برانند و سوار بر تانک آنها، پیروزی انقلاب را در همدان جشن بگیرند، به خاطر دارم.
در جبهه نبرد با منافقین و مقابله با شورش های مسلحانه
قبل از آنکه جنگ تحمیلی آغاز شود، شهرهای مختلف از جمله همدان با موجی از اغتشاش و درگیری مسلحانه عوامل منافقین روبرو شد. یادم هست در اولین روزهای پس از سقوط رژیم، واحدهای مسلح منافقین حرکت گستردهای را برای در دست گرفتن کنترل مراکز مهم شهرها آغاز کردند. آنها در یکی از عملیاتهای خشونتبارشان شاهراه ارتباطی کردستان به همدان را مسدود کردند. با ایجاد کمین شبانه به مسافران و مردم بیدفاع حمله میکردند. نزدیک به ۷۰ خودرو را مورد حمله قرار داده و ضمن آزار و اذیت خانوادهها دارایی آنها را به غارت برده بودند .
حضرت آیت الله مدنی به ما دستور دادند تا جاده کردستان به همدان را از اشغال آنها نجات دهیم. با گروهی که در آن بسیاری از شهیدان همدان حضور داشتند، شبانه راهی جاده شدیم سردار شهید حاجی بابایی در اولین پیام هشدار به رئیس پاسگاه اعلام کرد که باید همه بقایای رژیم از اینجا برچیده شود. جنگ و درگیری سنگین میان بچههای انقلاب با گروههای منافقین درگرفت. اما روحیه و اراده جوانان مبارز ما چنان بود که در یک شبانه روز توانستیم منطقه بویژه مسیر مواصلاتی همدان به کردستان را از لوث وجود آنها پاکسازی کنیم.
یکی از خاطرات ما از این دوره فعالیت سردار حاجی بابایی به درگیری تن به تن با منافقین در خانههای تیمی برمیگردد. در جریان یکی از عملیاتها برای پاکسازی مقرهای منافقین، وقتی سردار وارد خانه تیمی آنها میشود عوامل منافقین نارنجک را به سوی ایشان پرتاب میکنند که باعث جراحات زیاد وی میشود. علیرضا را که به شدت زخمی شده بود، به بیمارستان اکباتان منتقل میکنند. گویا اکیپهای منافقین آنها را تعقیب میکنند و در داخل بیمارستان قصد داشتهاند پرستاری که عضو گروه شهید حاجی بابایی بوده را به شهادت برسانند که در این هنگام سردار آبنوش سر میرسد و منافقین پا به فرار میگذارند.
فصل طلایی دفاع مقدس
در روز دوم شروع جنگ تحمیلی، سردار حاجی بابایی به همراه دوستان مبارزش مثل سردار شهید بهمنی به منطقه سرپل ذهاب اعزام شدند. این نکته را هم یادآوری کنم که در آن دوره، سردار شهید بهمنی فرماندهی سپاه همدان را برعهده داشت و سردار حاجی بابایی جانشین ایشان بود. دشمن بعثی بعد از اشغال این بخش از نوار غربی کشور(سرپل ذهاب) در ارتفاعات اطراف سنگر گرفته بود. یگانهای رزمی ما با حضور سردار حاجی بابایی و شمار دیگری از فرماندهان در اولین عملیات توانسته بودند، عراقیها را تا ۷ کیلومتری سرپل ذهاب عقب برانند. پس از این، عملیات بزرگ «بازی دراز » شروع شد. این عملیات میبایست واحدهای زرهی ارتش بعث را به استعداد ۳۰۰ تانک در حوالی سرپل ذهاب ناکام میگذاشت. در جریان این عملیات، بچههای رزمنده همدان رشادت بسیاری از خود نشان دادند. متاسفانه پرچمدار این عملیات یعنی سردار بهمنی به شهادت رسید و بعد از این اتفاق، سردار حاجی بابایی قریب14 ماه فرماندهی بخش عمده ای از جبهه نبرد در سرپل ذهاب را برعهده گرفت .
شروع عملیات رمضان
عملیات رمضان از آن جهت مهم بود که شهر استراتژیک بصره را هدف قرار داده بود. این عملیات در واقع بعد از چند پیروزی بزرگ طراحی شد. در جنوب، صدام شکست تاریخی در عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر متحمل شده بود. در غرب نیز ناگزیر شد، از منطقه سرپل ذهاب عقب نشینی کند.
در جریان عملیات رمضان، تیپ ثارالله به فرماندهی شهید حاج قاسم سلیمانی پیشتاز بود. سردار شهید حاجی بابایی نیز در قالب تیپ کربلا به سمت منطقه کوشک در شرق بصره هجوم برده و سد مقاومت بعثیها را شکستند. اما در ادامه، تحت آتش سنگینی که یگان ضدهوایی بکار بست، علیرضا به شهادت رسید. درست روز 24 تیرماه سال ۶۱ که مصادف بود با شب قدر و بیست سوم ماه مبارک رمضان. در جریان این عملیات، شماری از فرماندهان سرشناس را از دست دادیم. یک روز پس از شهادت علیرضا، سردار حبیب مظاهری که جانشین وی بود، شهید شد. علیرضا به یکی از همسنگرانش، جناب خادملو، گفته بود؛ من آرزو دارم در دشتهای گرم جنوب شهید شوم.
خدا را شکر میکنم که اکثر این لحظات در رکاب آن سرداران و نیروهای مخلص دفاع مقدس بودم. من و علیرضا به جز رابطه برادری، همسنگر بودیم، ازدوران شروع مبارزات انقلاب تا روزهای دفاع مقدس و لحظه شهادت او .
بعد از عملیات بیت المقدس، من به اتفاق شماری از دوستان، تصمیم گرفتیم، برای کمک به نجات لبنان از عملیات اشغالگرانه صهیونیستها، راهی این کشور شویم، اما با دستوری که حضرت امام(ره) صادر کردند و آن سخن معروفش، راه قدس از کربلا میگذرد، دوباره راهی جبهه مبارزه با ارتش بعث شدیم. بعد از شهادت چند تن از فرماندهان ما در جنوب و غرب کشور، یکی از آرزوهای بچههای تیپ همدان این بود که انتقام خون پاک این عزیزان را از رژیم بعث بگیرند.
صدام که از عملیاتهای حماسی تیپ کربلا ضربههای سنگین متحمل شده بود، در حرکتی انتقام جویانه بعد از شهادت برخی از فرماندهان این تیپ از جمله سردار حاجی بابایی، نماز جمعه همدان را با موشک هدف قرار داد و در جریان این حمله، مادر بزرگ شهید حاجی بابایی نیز به شدت مجروح شد.
ویژگیهای اخلاقی و رفتاری فرمانده شهید همدان
زندگی جهادی شهید حاجی بابایی خوشبختانه به قلم و همت همرزمان و نیروهای آن شهید به تصویر کشیده شده است. علیرضا برای همه ما یک الگو و معلم بود. تدبیر، توان مدیریتی و قدرت کارشناسی در امور مبارزه و جنگ از ویژگیهای بارز او بود. با وجود آنکه به اتفاق سرداران نامدار استان، مثل شهید بهمنی مدیریت بسیاری از عملیاتها علیه ضدانقلاب، منافقین و ارتش بعث را عهدهدار بود اما اخلاص و تواضع خاص خود را در ارتباط با نیروها حفظ میکردند و مثل سایر فرماندهان دفاع مقدس فضایی از صمیمیت و سادگی بر اتاق فرماندهی حاکم کرده بودند.
نسل فرماندهان دفاع مقدس ما همگی در سایه قدرت ایمان و اراده خویش توانسته بودند در سنین جوانی بزرگ ترین تحولات را در مبارزه با رژیم ستمشاهی و اشغالگران بعثی بوجود آورند. علیرضا با آن سابقه مبارزه با هستههای منافقین و ارتش شاه در سن ۲۲ سالگی فرمانده سرپل ذهاب شد. به همین دلیل زندگی جهادی آنها به عنوان فرزندان شایسته و شگفتیساز این آب و خاک میبایست سرمشق حرکت نسل امروز و آینده جوانان قرار بگیرد.
انتهای پیام/
گفتوگو با بردار سردار شهید علیرضا حاجی بابایی در سالروز عملیات رمضان
ناگفتههای زندگی جهادی فرمانده شهید خطه همدان
در میان سلسله عملیات های دوران دفاع مقدس، عملیات رمضان جایگاه ویژهای دارد. منطقه عملیاتی رمضان خاطرات بسیاری از مقاومت و سلحشوری فرزندان این آب و خاک را در سینه خود ثبت کرده است. شماری از مخلصترین فرماندهان و بسیجیان در جریان این نبرد بدست ارتش بعثی که از سوی قدرتهای بینالمللی و منطقهای پشتیبانی میشد، به شهادت رسیدند. بعد از گذشت قریب 4 دهه از این عملیات هنوز خاطرات جانفشانی نیروهای حاضر در آن زینتبخش کتابها و آثار فرهنگی و هنری دفاع مقدس است.